عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت 

همه سهل است، تحمل نکنم بار جدایی. ...

 

 

 

 

 

 

 

 

البته عادت داشتم رباعی بگذارم ولی این بار یک دوبیتی و یک غزلم را تقدیم می کنم

 

1-دوبیتی

حواسم در کتاب و دفترم نیست

همه فکرم تویی ، فکری سرم نیست

سفر رفتم که شاید دوری از تو ...

" تو دوری از برم ، دل در برم نیست "(1)

 

 

 

 

2- غزل

" چه روز خوبی بود "

نشسته بود کنارم  ...  چه روز خوبی بود

کسی که برده قرارم ...  چه روز خوبی بود

تمام فصل زمستان کنار رفت آنجا

به احترام بهارم ...  چه روز خوبی بود

همیشه دیدن ِ او را قمار می کردم

خلاصه برد قمارم ...  چه روز خوبی بود

چه لحظه ها ... چه دقایق .... چه قدر لذت بخش

نگاه گرم نگارم ...  چه روز خوبی بود

چه رعد و برق قشنگی به قلب من زده شد

برای این که ببارم  چه روز خوبی بود

خبر نداشت که آن لحظه ها به این دل من

چه بوده است و چه دارم ...  چه روز خوبی بود

 

محمد جواد صفاریان 1393

 

(1) بابا طاهر