1)

یک عکس از محمد علی بهمنی  متشکل از تعداد بسیار زیادی عکس از شاعران و نویسندگان دیگر ساختم (حتما سایز بزرگ را ببینید)

محمد علی بهمنی

 

روی عکس کلیک کنید تا سایز بزرگعکس محمد علی بهمنی را ببینید

سایز بزرگ رابا کیفیت ساخته ام . شاید کمی طول بکشد

 

 

 

 

 حال رباعیات خودم:

2) یک شعر عاشقانه

گفتم که تو را ... نگاه کردی مرموز

یک سنگ زدی که درد دارم هر روز

هر چند که سنگت به سرم خورد و شکست

اما سر من نخورده بر سنگ هنوز

 

3) تحفه هایی از سفر جنوب

 

ما منسجم و عمیـــــق با هم بودیم

من حلقه و او عقیــق ، با هم بودیم

یک عـــــمر من و تمــام ترکـش هایم

عین دو سه تا رفیـــــق با هم بودیم

 

عشق است دلیل ِ بارز ِ رفتن مرد

یک تیــر ! شده مجوّز رفتن مرد

امروز به روی تخت بیمارستان

شـد سبـز چـراغ قرمـز رفـتن مرد

 

تشییع شهید و کالـبـَـــد می بینم

یک عکس به قاب ، تا ابد می بینم

این عکس که عکس پسرم احمد نیست ؟؟

این عینک من شکسته بد می بینم

 

پیروزی:

در جنگ ، ندای ِ بر تو هستم می مرد

من ضد ِ تو ، رو به رو نشستم می مرد

من داشتم از خوشی خودم می مردم

وقتی که تفنگ توی دستم می مرد

 

4)  شعر طنز

الف )  (محاوره)

کم صبرن و پر تهمت و تشویش دارن

در تک تک جمله هاشونم نیــش دارن

اون قدر بدم میاد از اون عدّه ای که

هم دیــش دارن  تو خونه هم ریش دارن

 

ب) تصنیف

این شعر رو حتما حتما باید با آهنگ شب به گلستان تنها منتظرت بودم بخونید

یا کلا نخونید

(این شعر رو عهد دقیانوس گفته بودم اما حالا یافتم)

 

من با مدارک هــــــر جا منتظرت بودم

کار تو کجا ها هستی ، هر جا رو پیمودم

منتظرت بودم  منتظرت بودم

من به بیکاری امروز ، درگیر و آلودم

روزنامه ها را گشتم ولی که چه سودم

منتظرت بودم  منتظرت بودم

خواندم همه شب درس که بیایی تو ازاین راه

آخر تو سراغم نگرفتی کار دلخواه

غم ها سرم آمد ،‌ گنجینه ی عمرم از خود بربودم

منتظرت بودم  منتظرت بودم

فوق لیساآآآنس ، من ِ بد شانس

خلاصه یافتم من یه کاری دلخواه

رفتم سر کار   تازه دیدم    کاررو بلد  

نیستم و ای دل آه

در آن دانشگاااه ، پس من چه نمودم

یک عمر بیخودی  من منتظرت بودم

منتظرت بودم  منتظرت بودم

 

5) یک شعر حکیمانه !!

خوشا آنان که دائم بی خیالند

بدون ِ دغدغه در عشق و حالند

نه این که زندگی را ول نمودند

نه این که در به در   دنبال مالند

(با کسب اجازه از عریان)

 

 محمد جواد صفاریان